پروردگار...


به طاها به یاسین به معراج احمد

به قدر و به کوثر به رضوان و طوبی
به وحی الهی به قرآن جاری
به تورات موسی و انجیل عیسی
بسی پادشاهی کنم در گدایی
چو باشم گدای گدایان زهرا (س)
چه شب ها که زهرا (س) دعا کرده تا ما
همه شیعه گردیم و بی تاب مولا
غلامی این خانواده دلیل و مراد خدا بوده از خلقت ما
مسیرت مشخص، امیرت مشخص، مکن دل ای دل بزن دل به دریا
که دنیا به خسران عقبا نیرزد
به دوری ز اولاد زهرا نیرزد.
و این زندگانی فانی جوانی
خوشی های امروز و اینجا
به افسوس بسیار فردا نیرزد

گدایی...


همیشه یادت باشه ، اگه گدا دیدی

هیچوقت تو دلت نگو راست میگه یا دروغ…بدم یا ندم…آدم خوبیه یا بدیه

چشماتو ببند و کمکش کن تا وقتی رفتی گدایی پیش خدا

خدام تو دلش این سوالا رو از خودش نپرسه...

 

1360534069.jpg

توبه ...


siQJV1R_535.jpg

یا مولاتی یا فاطمه الزهرا (ع) !


تنها وسیله ای که نخش هم شفاعت میکند...

چادرنماز مادر اربابمان حسین ( ع )است ...

افسران - تقدیم به مادر خوبی ها...

 دلمو دلبریه تو / نفس حیدریه تو...

آفریده خدامنو واسه ی نوکریه تو...

ما زنده به لطف و رحمت زهرائیم / مامور برای خدمت زهرائیم

روزی که تمام خلق حیران هستند / ما منتظر شفاعت زهرائیم . . .

آنان كه گويند شيعه و سني برادرند .... سيلي زهرا  را به ياد آورند...

یا زهرا(سلام الله علیها)

یا حبیب الباکین

                                      به شوق حضرت علی اکبر علیه السلام

  

مي ايستم امروز خدا را به تماشا
اي محو شکوه تو خداوند سراپا
اي جان جوان مرد به دامان تو دستم
من نيز جوانم، ولي افتاده ام از پا
آتش بزن آتش به دلم، کار دلم را
اي عشق مينداز از امروز به فردا
آتش بزن آتش به دلم اي پسر عشق
يعني که مکن با دل من هيچ مدارا
با آمدنت قاعده ي عشق به هم خورد
ليلاي تو مجنون شد و مجنون تو ليلا
تا چشم گشودي به جهان ساقي ما گفت:

"المنته لله که در ميکده شد وا"
ابروي تو پيوسته به هم خوف و رجا را
چشمان تو کانون تولا و تبرا
اي منطق رفتار تو چون خلق محمد(ص(
معراج براي تو مهياست، بفرما!
اين پرده اي از شور عراقي و حجازي است
پيراهن تو چنگ و جهان دست زليخا
لب تشنه ي لب هاي تو لب هاي شراب است
لب وا کن و انگور بخواه از لب بابا
دل مانده که لب هاي تو انگور بهشتي است
يا شيرخدا روي لبت کاشته خرما
عالم همه مبهوت تماشاي حسين است
هر چند حسين است تو را محو تماشا
"چون چشم تو دل مي برد از گوشه نشينان"
شد گوشه ي شش گوشه براي تو مهيا
از گوشه ي شش گوشه دلم با تو سفر کرد
ناگاه درآورد سر از گنبد خضرا
مجنون علي شد همه ي شهر ولي من
مجنون علي اکبر ليلام به مولا

اناالعباس ... اخیک الزینب

 



اگر چه عشق هنوز از سرم نیفتاده
ولی مسیر من و او به هم نیفتاده
به خواب سخت فرو رفته پای همت من
وگرنه اسم کسی از قلم نیفتاده
به غیرکارندارم به خویش میگویم
چراهنوزبه ابروت خم نیفتاده
بقیع شاهد زنده،شبیه سامرا
که اتفاق ازاین دست کم نیفتاده
بمانداینکه به آن قوم رحم کرده حسین
هنوزسفره ی شاه ازکرم نیفتاده
بمانداینکه چه خمپاره ها که آمده است
ولی به حرمت اودرحرم نیفتاده
گذارپوست به دباغخانه می افتد
عرب هنوزبه دست عجم نیفتاده
اگرکه پرچم عباس روی گنبد رفت
سه ساله خواست بگوید علم نیفتاده
سه ساله خواست بگوید که دختر علی است
هنوز قیمت تیغ دودم نیفتاده
((برای دختر مولا سپرگذاشته اند))
((علی اکبر وعباس سر گذاشته اند))
شاعر : شاه مجید تال

من یک دختر چادریم ..


دختری چادری میگفت:

من یک دختر چادریم ...

شاد و پر نشاط، سرزنده و پرکار !
قرآن و نهج البلاغه اگر می خوانم، حافظ و سعدی هم می خوانم ..
عاشق پهلوانی های حضرت حیدر (علیه السلام) اگر هستم، یک عالمه شعر حماسی از شاهنامه هم حفظم ..
پای سجاده ام گریه اگر می کنم، خنده هایم هم تماشایی است !

من یک عالمه دوست و رفیق دارم ..
تابستان ها اگر اردوی جهادی می روم، اردوی تفریحی ام نیز هر هفته به پاست ..
ما با هم اگر دعای کمیل می رویم، پارک رفتنمان هم سرجایش هست ..

مسجد اگر پاتوق ماست، باغ و بوستان پاتوق بعدی ماست !

برای نماز صبح قرار مسجد اگر می گذاریم، هنوز خورشید نزده از مسجد تا پارک قدم می زنیم ..

دعای عهدمان را اگر می خوانیم، همانجا سفره صفا باز می کنیم و با خنده و شادی صبحانه مان می شود پارک با طعم خدا !
ما اگر چادر سر می کنیم، نقاش هم هستیم، خطمان هم خوب است، قلم هم می زنیم، تئاتر هم می رویم، سینما هم اگر فیلم خوب داشت!
کوه هم می رویم، عکس های یادگاری، فیلم های پر از خنده و شادی ..
کی گفته ما چادری ها ...
من قشنگتر از دنیای خودمان سراغ ندارم !
دنیای من و این رفیقان باخدایم، همین هایی که هر سال با هم اعتکاف می رویم، همین ها که با هم اردو هم می رویم ..

دنیای ما را ندیده کسی که به دعای کمیل رفتن ما خندیده !
کی گفته ما چادری ها ...

من قشنگتر از دنیای خودمان سراغ ندارم !

عکس از داخل ضریح امام حسین علیه السلام





فکر وذکرم همه این بود که نوکر باشم


سگ قلاّده گلاویز  دم در باشم

 

فکر وذکرم همه این بود که مجنون باشم


دائم الخمرمی، ازساحل کوثرباشم

 


من همین  یک دوسه روزه نشدم عاشق تو


مبتلای غم عشق تو،من از ذرباشم

 

من ملک بودم وفردوس نشین  بودم وبعد


آدم آورد،که گریان تودلبر باشم

 

شأن نام تو، به روی لب من بودن نیست


توسلیمان ومن آن مور محقّر باشم

 

لقمه نانی بده ،تامزّه بگیرددهنم


آتشم زن که چنان شعله ی منبرباشم

 

بی محلّی بکنی،دادکشم،شکوه کنم


چون،نه هم ظرفیت جون ،ونه قنبرباشم

 

تو به دادم نرسی،می روم ازدست،حسین


مستغاثٌ بک ارباب ،که بهترباشم

 

گربناهست،مرادست کسی بسپاری


بهترآنست،غلام علی اکبر باشم

 

من که بی دعوت وسرخود،نرسیدم به حضور


من سفارش شده ی حضرت مادر باشم

 

مادرت داد به من درس حسین جان گفتن


مادرت یاد به من داد،که نوکر باشم

عزاداری

تصاویری زیبا از ناودان طلای کعبه

به هریک از چهار گوشه کعبه، رکن گویند و کعبه بر چهار رکن حجرالاسود، عراقی، شامی و یمانی بنا شده است. دو رکن از اهمیت بیشتری برخوردار است؛ رکن حجر الاسود و رکن یمانی. 

رکن حجر الاسود؛ سنگ سیاه آسمانی است. هنگام بنای کعبه توسط حضرت آدم علیه السلام، این سنگ را فرشتگان از بهشت آوردند و آدم آن را در گوشه‌ای از خانه نصب کردند. پس از بازسازی کعبه توسط قریش، این سنگ به دست حضرت محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله) قبل از درب کعبه در رکن حجر الاسود نصب شد و محل شروع طواف حجاج است